بنام خدا

حکایت قداست تراشی در عصر قداست زدایی و دگماتیسم زیر لوای ابطال پذیری!

تصور برخی دانشجویان کلاس انسان شناسی اسلامی ام این است که تعالیم اسلامی هر چیزی هست الا معارف علمی و فلسفی! انگار زبان دین زبان بشر نیست! انگار عقل و اندیشه در دین راه ندارد ... با اینکه بارها عدم تعارض عقل و دین را با استفاده از کتاب استاد جوادی آملی(منزلت عقل در هندسه معرفت دینی) توضیح داده ام باز پیدا یا پنهان این پیش فرض در برخی بچه ها وجود دارد با وجود اینکه عموم مباحث استدلالی مطرح می شود. ... عموما هر جلسه بخشی از کلاس، صرف دفع آنچه اسمش را تعمیم های ناروا گذاشته ام می شود(مثلا تعمیم تعارض عقل و ایمان در تعالیم مسیحی به تعالیم اسلامی). برخی از بچه ها تصورشان این است که فقط معرفت تجربی یقین آور است و همه سعی من این است که نشان دهم معرفت تجربی(عقل تجربی) نازل ترین نوع معرفت از حیث یقینی بودن است ... از بچه ها می پرسم چرا این همه شکاکیت در گزاره های دینی رواست(اعم از اینکه استدلالی و عقلی مطرح بشود یا نه) اما مثلا در علوم انسانی تجربی افراد دگم و انعطاف ناپذیرند؟ در کجا تشکیک بایسته تر است؟ گاهی کلافه می شوم از این همه التقاط فکری و اذهان آشفته و مملو از شبهه و شکاکیت و بداندیشی و البته گریزان از اندکی تفکر ... وای به لحظه ای که به متون مقدس روانشناسی تجربی یا بافته های به اصطلاح فیلسوفی اشکال کنی خاطرات تلخی از برخی اساتیدم در این باره دارم ... حکایتی است قداست تراشی در عصر قداست زدایی و دگماتیسم زیر لوای ابطال پذیری ...

/ 2 نظر / 36 بازدید
فرشاد

با سلام سال نو شما مبارک ما شمارو لينک کرديم شما هم مارو با نام "دهکده علوم تربيتي ها" لينک کنيد منتظر شما هستيم با تشکر

فرشاد

با سلام سال نو شما مبارک ما شمارو لينک کرديم شما هم مارو با نام "دهکده علوم تربيتي ها" لينک کنيد منتظر شما هستيم با تشکر