بومی سازی تربیت

 باسمه تعالی

قالب این خشت تو بر هم بزن/ خشت نو از قالب دیگر بزن

1-    ضرورت بومی سازی: تعلیم و تربیت مهم ترین عنصر در فرهنگ و تشکیل هویت و خصوصیات تمدنی یک جامعه است، بنابراین عموما در جوامع و مکاتب مختلف متمایز و متفاوت است. هر کشوری سعی دارد نظریه و نظام تعلیم و تربیت خود را بر اساس مکتب فکری حاکم بر آن جامعه در شئون مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... تدوین و طراحی کند، بر این اساس به سختی می شود نظام تعلیم و تربیت یک کشور را برای کشور دیگر توصیه کرد، البته کم و کیف این موضوع در بخشهای مختلف یک نظریه تربیتی(مبانی، اصول، اهداف و روشهای تعلیم و تربیت) متفاوت است. تفاوت در نظریه تعلیم و تربیت، بر می گردد به تفاوت در جهان بینی و پیش فرض های بنیادین هر مکتب و مشرب فکری و فلسفی در باب انسان، هستی، ارزشها و معرفت. تعریفی که هر مکتب فکری از انسان کامل یا انسان ایده آل خود دارد مستقیما بر تعلیم و تربیت و یا نظام آموزش و پرورش در هر کشور و یا تمدن تاثیر گذار و تعیین کننده است، توصیفی که از هستی در هر مکتب فکری می شود مثلا در باب باور یا عدم باور معاد، تاثیر عمیقی در هدف گذاری برای نظام تعلیم و تربیت خواهد داشت...

2-    امکان و حدود اقتباس از دیگران: هر چند پیش فرض های بنیادین در علوم انسانی در مکاتب غیر اسلامی، که عموما آمیختگی حق و باطل دارند، ما را در استفاده از تجربیات عقلی و فلسفی آنها دچار چالش خواهد کرد، اما قابل پذیرش است که بخشهایی از تجربیات آنها برای ما مفید و قابل استفاده است، اگرچه آنها با پیش فرض هایی غلط مثلا در باب انسان نظریه های خود را بنا نهاده اند، اما در ادامه مسیر به بخشی از حقیقت راه یافته اند(که آنچه امروز در غرب از آن به عنوان پیشرفت یاد می شود اگر به معنای واقعی کلمه پیشرفت باشد به این دلیل است)، با این حال از آنجایی که در اینجا نوعی التقاط حق و باطل داریم استفاده از تجربیات این مکاتب و تمایز و تفکیک و اخذ بخشی که مبتنی بر حقیقت است کاری دشوار و حداقل از یک اسلام شناس متبحر بر می آید. البته اقوال در این زمینه در میان متفکرین تولید علم اسلامی مختلف است؛ اما به هر حال چنانچه بحث هسته و مدارهای پیرامونی(پوسته ها)[1] را برای نظریه های علمی بپذیریم در لایه های سطحی تر نظریه ها کار مطالعات تطبیقی و اخذ، کاری با دشواری و پیچیدگی کمتری خواهد بود.


[1]- رویکردها و روشهای پژوهش در ف ت و ت، دکتر باقری

/ 2 نظر / 25 بازدید
س

[گل]

مجتبی

سلام آقا محمد هدف و آرمان و مبانی ت ت در یک نظام، لزوما از مکتب فکری حاکم بر آن جامعه نمی‌آيد (اگر حاکم را به معنای بالا به پایین بگیریم)، یعنی تفاوت است میان آنچه واقعا در یک جامعه به عنوان مبنای فکری پذیرفته شده و آنچه رهبران بر آن تاکید دارند. یعنی بخشی از کار، وجهه فرهنگی دارد. به نظرم، گیر اپ ما هم در همین است. سند نوشته‌ایم که خود نویسندگان و مجریان هم توافقی درباره آن ندارند، چه برسد به لایه‌های نخبگانی و تا برسیم به مردم و .... در باب بومی سازی و اقتباس از دیگران، ماکارنکو در شوروری برایم خیلی جالب بود. بد نیست نگاهی بیاندازی.