صِبْغَةَ الله
یادداشت هایی در باب تعلیم و تربیت
صفحات وبلاگ
نویسنده: - ۱۳٩۳/٩/٢٧

بنام خدا

در زمین دیگران خانه مکن!

نکتۀ جالبی از دکتر پیغامی در جایی خواندم با این مضمون که توجه ما عموما در بحث اسلامی سازی علوم انسانی به «پاسخ اسلامی به مسائل» معطوف شده است حال آنکه اول باید به خود «مسئله» پرداخت.

بومی بودن مسائل هم مهم است گاهی اساسا برخی مسائل مطرح شده در علوم انسانی مسائل ما نیست بماند که مسئله خود نیز حاوی پیش فرض‌های بنیادین است. برخی اساتید لیبرال دچار دگماتیسم و تعصب خاصی در این ارتباط هستند به زعم اینان پرداختن به مسائل دسته چندم و بعضا کهنه غرب برای پژوهش و پایان‌نامه اولویت دارد اما مسائل بومی نه! با تاسف مغزهایی زیادی در اجاره رفته اند برای حل مسائل بیگانه وجه بارز آن هم  ISI نوشتن است.

کار خود کن کار بیگانه مکن!

نویسنده: - ۱۳٩۳/٦/۱۱

مشارکت مردمی(توسعه مدارس غیر دولتی)، صدایی است که در موضوع آموزش و پرورش با بسامد زیاد از قول امثال روحانی، فانی و حتی هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از الویت های وزارت آموزش و پرورش شنیده می شود. توسعه مدارس غیر دولتی و تدریج در واگذاری آ و پ به نهادهای غیردولتی، نگاه منطقه ای در تالیف کتب درسی(روحانی در اجلاس روسای آ و پ) ذیل سیاست کلان تمرکز زدایی در مدیریت آ و پ دنبال می شود. نگاه افراطی به خصوصی سازی در این دولت در برخی مقوله های راهبردی جامعه در حالی است که در قبله لیبرالیست ها(یا همان غرب لیبرال) هم دولت مرکزی ابزار و اهرم کافی برای مدیریت یکپارچه این مقوله ها را دارد. نگاه سخیف برخی به مقوله آموزش و پرورش باعث شده است آموزش و پرورش را به عنوان یک بنگاه تجاری جایی برای منفعت و تجارت جلوه دهند(تحت شعار پوپولیستی مشارکت مردمی!) و نه یک زیر ساخت مهم برای تحول جامعه اسلامی. از تحول در آموزش و پرورش هم آنی را فهمیده اند که بوی ثروت بدهد! همان طور که مسئله فرهنگ را نمی فهمند. البته روی دیگر این سکه آن است که دولت در عرصه هایی مثل فرهنگ و آموزش قصد فعالیت جدی ندارد پس با شعارهای لیبرالیستی(با تاکید بر سکولاریسم) مدام از خود با این شعارها سلب مسئولیت می کند شاید ...

 
نویسنده: - ۱۳٩٢/۱۱/٢۸

بنام خدا

حکایت قداست تراشی در عصر قداست زدایی و دگماتیسم زیر لوای ابطال پذیری!

تصور برخی دانشجویان کلاس انسان شناسی اسلامی ام این است که تعالیم اسلامی هر چیزی هست الا معارف علمی و فلسفی! انگار زبان دین زبان بشر نیست! انگار عقل و اندیشه در دین راه ندارد ... با اینکه بارها عدم تعارض عقل و دین را با استفاده از کتاب استاد جوادی آملی(منزلت عقل در هندسه معرفت دینی) توضیح داده ام باز پیدا یا پنهان این پیش فرض در برخی بچه ها وجود دارد با وجود اینکه عموم مباحث استدلالی مطرح می شود. ... عموما هر جلسه بخشی از کلاس، صرف دفع آنچه اسمش را تعمیم های ناروا گذاشته ام می شود(مثلا تعمیم تعارض عقل و ایمان در تعالیم مسیحی به تعالیم اسلامی). برخی از بچه ها تصورشان این است که فقط معرفت تجربی یقین آور است و همه سعی من این است که نشان دهم معرفت تجربی(عقل تجربی) نازل ترین نوع معرفت از حیث یقینی بودن است ... از بچه ها می پرسم چرا این همه شکاکیت در گزاره های دینی رواست(اعم از اینکه استدلالی و عقلی مطرح بشود یا نه) اما مثلا در علوم انسانی تجربی افراد دگم و انعطاف ناپذیرند؟ در کجا تشکیک بایسته تر است؟ گاهی کلافه می شوم از این همه التقاط فکری و اذهان آشفته و مملو از شبهه و شکاکیت و بداندیشی و البته گریزان از اندکی تفکر ... وای به لحظه ای که به متون مقدس روانشناسی تجربی یا بافته های به اصطلاح فیلسوفی اشکال کنی خاطرات تلخی از برخی اساتیدم در این باره دارم ... حکایتی است قداست تراشی در عصر قداست زدایی و دگماتیسم زیر لوای ابطال پذیری ...

نویسنده: - ۱۳٩٢/۱۱/۸

بنام خدا                            قلب، کتاب چشم است!

قلب، مرکز ادراکات(بینش‌ها) و گرایش‌های(احساسات و عواطف) انسان است. برخی از این ادراکات و گرایش‌ها فطری و برخی اکتسابی هستند. در جنبه اکتسابی ظاهرا چشم، عاملی اساسی در نقش زدن به قلب است(پ ن 1). بسیاری از مصائب جوانان از قبیل به اصطلاح عاشقی و تبعات آن مانند افسردگی، افت تحصیلی و ... مشکلات زناشویی مثل تنوع طلبی و ... حرص و طمع، حسادت و افسردگی ناشی از آن و ... همه این امور قلبی ارتباط وثیقی با چشم و هر آنچه می بیند، دارند. در تعالیم گرانمایه اسلام برای موارد مذکور مستقیما توصیه هایی وجود دارد(پ ن 2).

پ ن 1: الإمامُ علىٌّ (ع) : القلبُ مُصحَفُ البَصَرِ  قلب، کتاب چشم است.

پ ن 2: رسول اعظم(ص): الحیاءُ هُو الدِّینُ کلُّهُ  حیا، همه دین است ...  و حیا، فروهشتن چشم است(امام علی(ع)). وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقى‏(131 ،طه). نگران و خیره مساز دیدگان خویش را به آن چیزهایى که رونق زندگى دنیا است و بعضى از دسته‏هاى آدمیان را از آن بهره داده‏ایم تا در باره آن عذابشان کنیم، که روزى پروردگارت بهتر و پایدارتر است.

نویسنده: - ۱۳٩٢/۱٠/٢٤

بنام خدا

 «دو صد گفته چو نیم کردار نیست»

تربیت در دوران کودکی بیش از هر شیوه‌ای با عمل و رفتار والدین اتفاق می‌افتد. در این دوران، کودک بیشتر از رفتار و عواطف دیگران تاثیر می‌پذیرد تا از گفتار اینان. نفس انسان سه ساحت کلی دارد: بینش‌ها(شناخت‌ها)، گرایش‌ها(عواطف و احساسات) و کنش‌ها(اراده و رفتار). روش‌های تربیتی در تناسب با این سه بعد وجودی انسان، طراحی و اجرا می‌شوند. در دوران کودکی معمولا جنبه رفتاری(و گرایشی) نفس انسان بروز می‌یابد(و یا غلبه دارد) و شناخت‌ها مرتبه رقیق‌تری دارند. بنابراین روش‌های تربیتی در دوران کودکی باید در تناسب با جنبه رفتاری و عاطفی نفس باشند. در این دوره روش های مبتنی بر شناخت و آگاهی کمتر کاربرد دارد. والدین باید بدانند کودک بیش از هر چیز از رفتار و عواطف اینان تاثیر می‌پذیرد. بنابراین چنانچه دغدغه تربیت دینی کودک دارند؛ هر آنچه نمود نظری و عملی التزام به آداب و اخلاق اسلامی در ایشان بیشتر باشد تحقق تربیت دینی میسرتر خواهد بود. شاید این نکته استاد(آیت الله جوادی آملی) بیش از هر جایی در تناسب با تربیت در دوران خردسالی باشد:«تربیت قبل از آنکه یک تئورى علمى باشد، یک روش کاملاً عملى است».

نویسنده: - ۱۳٩٢/۱٠/٢٢

بنام خدا

فقه عموما روی حدود و خطوط قرمز افعال و رفتارها بحث می‌کند. اما این افعال و رفتارها مبادی و مقدماتی نفسانی دارد که در فقه عموما بحث نمی‌شود بلکه در علم اخلاق مورد توجه قرار می‌گیرد. در موارد زیادی، رفتار تنها بر اساس فقه خطراتی را دامن‌گیر انسان می‌کند مثل کسی که لبه پرتگاه حرکت می‌کند با کوچکترین خطا یا غفلتی سقوط خواهد کرد. مبادی افعال مهم است مقدمات افعال در قلب انسان فراهم می شود. خیلی از مباحث تربیتی مثل تربیت جنسی از این قبیل اند. بحث نگاه به نامحرم از این قبیل است اگر بخواهیم تنها با ملاک های فقهی با تعامل با نامحرم، دیدن فیلم ها و ... مواجهه شویم باید بدانیم بر لب بام قدم می زنیم. شرط عقل این است که کمی از لبه فاصله بگیریم و در ناحیه کاملا امن حرکت کنیم این ناحیه امن عمل بر اساس فضایل بلند اخلاق اسلامی است(کبرای مطلب از سخنان استاد مصباح یزدی برگرفته شده است). 

نویسنده: - ۱۳٩٢/۱٠/۱۳

بنام خدا

ذات نایافته از هستی بخش / کی تواند که شود هستی بخش!

مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً، فَعَلَیْهِ أَنْ یَبْدَأَ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ ...   آن که خود را پیشواى مردم سازد پیش از تعلیم دیگرى باید به ادب کردن خویش پردازد، و پیش از آنکه به گفتار تربیت کند باید به کردار ادب نماید ... امیر مومنان(ع) .

تربیت اسلامی بیش از هر عاملی، وابسته به مربی یا معلم است. اگر از نظام رسمی تعلیم و تربیت کشور توقع تربیت اسلامی دانش آموزان را داریم، باید دستی ببریم به صورت ناجور مسئلۀ تربیت معلم در نظام آموزش و پرورش.

نویسنده: - ۱۳٩٢/۱٠/٦

بنام خدا     مسجد، زمانی مرکز و محور عموم شئون اداره جامعه از قبیل نهاد دین، حکومت، قضاوت، آموزش، امنیت و ... بوده است. گرچه برخی از کارکردهای مسجد در صدر اسلام، امروزه تخصصی شده و تاسیس نهاد مستقلی را ایجاب می‌کند اما نقش اصیل مسجد که همانا دمیدن روح عبودیت و توحید مداری در شئون مختلف زندگی اجتماعی از جمله تعلیم و تربیت است برجای خود باقی است. بنابراین جا دارد در اسناد کلان نظام تعلیم و تربیت رسمی ما خاصه در برنامه درسی، فصلی برای مسجد گشوده شود. این مطلب اهمیتش از این حیث دوچندان می شود که به نظر می آید مسجد جزء تفکیک ناپذیر تربیت دینی(از حیث عناصر و زمینه های تربیت) می باشد. اگر تربیت انسان به نوعی به پرورش یک نهال تشبیه شود(استعداد رشد، ذاتی بوده و باید شرایط مساعد فراهم بشود) درک کارکرد مسجد به عنوان یک عامل مهم زمینه ساز بروز استعدادها و شکل گیری شاکله مثبت در افراد، تسهیل شده و خواهیم دید مسجد بیش از هر نهاد دیگری(البته در کنار نهاد خانواده) ظرفیت تحقق تربیت دینی را خواهد داشت.

نویسنده: - ۱۳٩۱/٢/٢۸

باسمه تعالی

پس از ناکامی ستاد انقلاب فرهنگی در بازنگری محتوای متون درسی در رشته های دانشگاهی، بازسازی و تحول بنیادین علوم انسانی؛ با رهنمود امام خمینی (ره) طرح همکاری حوزه و دانشگاه به وسیله آیت الله مصباح تهیه و «دفتر همکاری حوزه و دانشگاه» تشکیل شد؛[1] این دفتر که بعدها به پژوهشکده و «پژوهشگاه حوزه و دانشگاه» تغییر نام داده طرحی مقدماتی را برای بازسازی علوم انسانی در برخی رشته ها از جمله علوم تربیتی در سه مرحله صورت بندی نمود،[2] ظاهرا مرحله سوم این طرح که مرحله بازنگری و تجدید نظر نهایی بوده است به دلایلی که در این جا مجال پرداختن به آن نیست از سال 62 تاکنون ادامه دارد، طی این مدت پژوهشگاه آثار ارزشمندی خصوصا در عرصه تعلیم و تربیت منتشر کرده است، پژوهشگاه(گروه علوم تربیتی) در مباحث مهمی چون روش شناسی پژوهش و فقه تربیتی دست به انتشار آثاری زده است[3] که شایسته توجه است + سیره تربیتی ائمه معصومین (ع)، تربیت دینی و آرای تربیتی دانشمندان مسلمان.

 هر چند تحول علوم انسانی مقوله ای صرفا دولتی نیست بلکه جهاد علمی عالمان انقلابی و شجاع(!) عرصه علوم انسانی را می طلبد، اما لازم می آید عملکرد این نهاد که ظاهرا متولی رسمی تحول علوم انسانی است[4] به عنوان تجربه و کوششی برای بومی سازی علوم انسانی، از نگاه و نظر اهالی علم و اندیشه دور نماند، هم برای اطلاع از گام های طی شده و هم برای آسیب شناسی و چاره اندیشی برای راه پیش روی؛ آثار گروه علوم تربیتی، چشم انداز، بیانیه مأموریت و اهداف پژوهشگاه را در اینجا ببینید:   http://www.rihu.ac.ir



1 – نقل از فلسفه تعلیم و تربیت ج 1 پژوهشگاه حوزه و دانشگاه                    2 -  همان

3- روش شناسی پژوهش در روان شناسی و علوم تربیتی، روش شناسی تحقیق در تعلیم و تربیت: رویکردی اسلامی، فقه تربیتی ج 1 و 2 از این جمله اند.

4- در تارنمای پژوهشگاه فلسفه حیات آن «نظریه پردازی در مناسبات دین و علوم انسانی و توسعه مرزهای علوم انسانی ـ اسلامی و بومی » ذکر شده است.

نویسنده: - ۱۳٩۱/٢/۱٦

 باسمه تعالی

قالب این خشت تو بر هم بزن/ خشت نو از قالب دیگر بزن

1-    ضرورت بومی سازی: تعلیم و تربیت مهم ترین عنصر در فرهنگ و تشکیل هویت و خصوصیات تمدنی یک جامعه است، بنابراین عموما در جوامع و مکاتب مختلف متمایز و متفاوت است. هر کشوری سعی دارد نظریه و نظام تعلیم و تربیت خود را بر اساس مکتب فکری حاکم بر آن جامعه در شئون مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... تدوین و طراحی کند، بر این اساس به سختی می شود نظام تعلیم و تربیت یک کشور را برای کشور دیگر توصیه کرد، البته کم و کیف این موضوع در بخشهای مختلف یک نظریه تربیتی(مبانی، اصول، اهداف و روشهای تعلیم و تربیت) متفاوت است. تفاوت در نظریه تعلیم و تربیت، بر می گردد به تفاوت در جهان بینی و پیش فرض های بنیادین هر مکتب و مشرب فکری و فلسفی در باب انسان، هستی، ارزشها و معرفت. تعریفی که هر مکتب فکری از انسان کامل یا انسان ایده آل خود دارد مستقیما بر تعلیم و تربیت و یا نظام آموزش و پرورش در هر کشور و یا تمدن تاثیر گذار و تعیین کننده است، توصیفی که از هستی در هر مکتب فکری می شود مثلا در باب باور یا عدم باور معاد، تاثیر عمیقی در هدف گذاری برای نظام تعلیم و تربیت خواهد داشت...

2-    امکان و حدود اقتباس از دیگران: هر چند پیش فرض های بنیادین در علوم انسانی در مکاتب غیر اسلامی، که عموما آمیختگی حق و باطل دارند، ما را در استفاده از تجربیات عقلی و فلسفی آنها دچار چالش خواهد کرد، اما قابل پذیرش است که بخشهایی از تجربیات آنها برای ما مفید و قابل استفاده است، اگرچه آنها با پیش فرض هایی غلط مثلا در باب انسان نظریه های خود را بنا نهاده اند، اما در ادامه مسیر به بخشی از حقیقت راه یافته اند(که آنچه امروز در غرب از آن به عنوان پیشرفت یاد می شود اگر به معنای واقعی کلمه پیشرفت باشد به این دلیل است)، با این حال از آنجایی که در اینجا نوعی التقاط حق و باطل داریم استفاده از تجربیات این مکاتب و تمایز و تفکیک و اخذ بخشی که مبتنی بر حقیقت است کاری دشوار و حداقل از یک اسلام شناس متبحر بر می آید. البته اقوال در این زمینه در میان متفکرین تولید علم اسلامی مختلف است؛ اما به هر حال چنانچه بحث هسته و مدارهای پیرامونی(پوسته ها)[1] را برای نظریه های علمی بپذیریم در لایه های سطحی تر نظریه ها کار مطالعات تطبیقی و اخذ، کاری با دشواری و پیچیدگی کمتری خواهد بود.



[1]- رویکردها و روشهای پژوهش در ف ت و ت، دکتر باقری

مطالب قدیمی تر »
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :