صِبْغَةَ الله

یادداشت هایی در باب تعلیم و تربیت

پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

باسمه تعالی

پس از ناکامی ستاد انقلاب فرهنگی در بازنگری محتوای متون درسی در رشته های دانشگاهی، بازسازی و تحول بنیادین علوم انسانی؛ با رهنمود امام خمینی (ره) طرح همکاری حوزه و دانشگاه به وسیله آیت الله مصباح تهیه و «دفتر همکاری حوزه و دانشگاه» تشکیل شد؛[1] این دفتر که بعدها به پژوهشکده و «پژوهشگاه حوزه و دانشگاه» تغییر نام داده طرحی مقدماتی را برای بازسازی علوم انسانی در برخی رشته ها از جمله علوم تربیتی در سه مرحله صورت بندی نمود،[2] ظاهرا مرحله سوم این طرح که مرحله بازنگری و تجدید نظر نهایی بوده است به دلایلی که در این جا مجال پرداختن به آن نیست از سال 62 تاکنون ادامه دارد، طی این مدت پژوهشگاه آثار ارزشمندی خصوصا در عرصه تعلیم و تربیت منتشر کرده است، پژوهشگاه(گروه علوم تربیتی) در مباحث مهمی چون روش شناسی پژوهش و فقه تربیتی دست به انتشار آثاری زده است[3] که شایسته توجه است + سیره تربیتی ائمه معصومین (ع)، تربیت دینی و آرای تربیتی دانشمندان مسلمان.

 هر چند تحول علوم انسانی مقوله ای صرفا دولتی نیست بلکه جهاد علمی عالمان انقلابی و شجاع(!) عرصه علوم انسانی را می طلبد، اما لازم می آید عملکرد این نهاد که ظاهرا متولی رسمی تحول علوم انسانی است[4] به عنوان تجربه و کوششی برای بومی سازی علوم انسانی، از نگاه و نظر اهالی علم و اندیشه دور نماند، هم برای اطلاع از گام های طی شده و هم برای آسیب شناسی و چاره اندیشی برای راه پیش روی؛ آثار گروه علوم تربیتی، چشم انداز، بیانیه مأموریت و اهداف پژوهشگاه را در اینجا ببینید:   http://www.rihu.ac.ir



1 – نقل از فلسفه تعلیم و تربیت ج 1 پژوهشگاه حوزه و دانشگاه                    2 -  همان

3- روش شناسی پژوهش در روان شناسی و علوم تربیتی، روش شناسی تحقیق در تعلیم و تربیت: رویکردی اسلامی، فقه تربیتی ج 1 و 2 از این جمله اند.

4- در تارنمای پژوهشگاه فلسفه حیات آن «نظریه پردازی در مناسبات دین و علوم انسانی و توسعه مرزهای علوم انسانی ـ اسلامی و بومی » ذکر شده است.

+ ; ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢۸
comment نظرات ()

بومی سازی تربیت

 باسمه تعالی

قالب این خشت تو بر هم بزن/ خشت نو از قالب دیگر بزن

1-    ضرورت بومی سازی: تعلیم و تربیت مهم ترین عنصر در فرهنگ و تشکیل هویت و خصوصیات تمدنی یک جامعه است، بنابراین عموما در جوامع و مکاتب مختلف متمایز و متفاوت است. هر کشوری سعی دارد نظریه و نظام تعلیم و تربیت خود را بر اساس مکتب فکری حاکم بر آن جامعه در شئون مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... تدوین و طراحی کند، بر این اساس به سختی می شود نظام تعلیم و تربیت یک کشور را برای کشور دیگر توصیه کرد، البته کم و کیف این موضوع در بخشهای مختلف یک نظریه تربیتی(مبانی، اصول، اهداف و روشهای تعلیم و تربیت) متفاوت است. تفاوت در نظریه تعلیم و تربیت، بر می گردد به تفاوت در جهان بینی و پیش فرض های بنیادین هر مکتب و مشرب فکری و فلسفی در باب انسان، هستی، ارزشها و معرفت. تعریفی که هر مکتب فکری از انسان کامل یا انسان ایده آل خود دارد مستقیما بر تعلیم و تربیت و یا نظام آموزش و پرورش در هر کشور و یا تمدن تاثیر گذار و تعیین کننده است، توصیفی که از هستی در هر مکتب فکری می شود مثلا در باب باور یا عدم باور معاد، تاثیر عمیقی در هدف گذاری برای نظام تعلیم و تربیت خواهد داشت...

2-    امکان و حدود اقتباس از دیگران: هر چند پیش فرض های بنیادین در علوم انسانی در مکاتب غیر اسلامی، که عموما آمیختگی حق و باطل دارند، ما را در استفاده از تجربیات عقلی و فلسفی آنها دچار چالش خواهد کرد، اما قابل پذیرش است که بخشهایی از تجربیات آنها برای ما مفید و قابل استفاده است، اگرچه آنها با پیش فرض هایی غلط مثلا در باب انسان نظریه های خود را بنا نهاده اند، اما در ادامه مسیر به بخشی از حقیقت راه یافته اند(که آنچه امروز در غرب از آن به عنوان پیشرفت یاد می شود اگر به معنای واقعی کلمه پیشرفت باشد به این دلیل است)، با این حال از آنجایی که در اینجا نوعی التقاط حق و باطل داریم استفاده از تجربیات این مکاتب و تمایز و تفکیک و اخذ بخشی که مبتنی بر حقیقت است کاری دشوار و حداقل از یک اسلام شناس متبحر بر می آید. البته اقوال در این زمینه در میان متفکرین تولید علم اسلامی مختلف است؛ اما به هر حال چنانچه بحث هسته و مدارهای پیرامونی(پوسته ها)[1] را برای نظریه های علمی بپذیریم در لایه های سطحی تر نظریه ها کار مطالعات تطبیقی و اخذ، کاری با دشواری و پیچیدگی کمتری خواهد بود.



[1]- رویکردها و روشهای پژوهش در ف ت و ت، دکتر باقری

+ ; ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۱٦
comment نظرات ()

صِبْغَةَ اللَّهِ

بنام خدای مهربان

صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ (بقره 138). رنگ خدا، و چه رنگى از رنگ خدایى(اسلام) بهتر است؟! و ما عبادت کنندگان اوییم. روایت کرده اند از امام صادق (ع) در تفسیر قول خدای عز و جل «صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً» فرمود: مقصود از صبغه همان اسلام است.(أصول الکافی)

+ ; ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۱٤
comment نظرات ()

← صفحه بعد